تبلیغات
پایگاه فرهنگی نطنزپرس - مطالب خرداد 1392

شهیـــــــــــــــــــده:فریبا تذاکری

تاریخ تولد:۱۳۴۵

نام پدر:سلمان

تاریخ شهادت:۱۲/۱۱/۶۵

محل شهادت:دبیرستان زینبیه

روایت:از زبان پدر شهیده

بعد از بمباران و بعد از اینکه فهمیدم زینبیه بمباران شده است رفتم به طرف مدرسه و دیدم که دود زیادی  همه جا را پر کرده اول فکر کردم شرکت نفت است که می سوزد جلوتر رفتم و با در بسته مدرسه روبرو شدم به کسی اجازه ورود نمی دادند  و من دیدم که فریبا را کول کرده به بیمارستان می برند  و چون پایم شکسته بود و درست نمی توانستم راه بروم به دنبال آنها راهی بیمارستان شدم. قیامتی بودآن روز .بیمارستان پر از شهید و زخمی بود وبلاخره فریبا دوام نیاورد وزندگی در آسمانها را به ماندن در این سرای ماتم ترجیح داد . من همیشه به وجود او افتخار کرده ام و شهادتش بیش از همه باعث مباهاتم بوده است.




طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: ایران سرای شهیدان،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 13 و 35 دقیقه و 57 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

عشق یعنی استخوان و یک پلاک     سالهای سال تنها زیر خاک



تا بحال سری به درونت زده ای

تا ببینی بخاطر غفلتهای که داری چه جوابی می تونی به این مادر شهیدان بدهی ؟؟؟







طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: شهدا زنده اند،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 13 و 27 دقیقه و 14 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

حروف " خ،م،ی،ن،ی" در نام " خمینی " و " خامنه ای" مشترک است

فقط نام خامنه ای یک " آه " بیشتر دارد ، که از دست برخی خواص می کشد



درد داردزندگی در عصری باشد که شعار مردمشان "ما اهل کوفه نیستیم " باشد
اما
طلحه و زبیرها در وسط میدان عربده کشی کنند و علی همچنان تنها بماند






طبقه بندی: اخبار سیاسی، اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: شهدا زنده اند،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 13 و 08 دقیقه و 44 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

بسم رب الزهرا

رفتی ای جان خواهر، خوشبحالت...
می مانم، میسوزم همچو شمع... خوشبحالم...
راستی داداش! گفته بودی دوست داری خواهرت بیاید کنارت... آیا دیدی؟!
یاد آن روز بخیر در آغوشم گرفتی ولی... لحظه ای شانه ام خیس شد... آهی کشیدی ...
داداش! گریه کردی...؟!!
بیا حالا خودم تو را در آغوش میگیرم...
دستت را بیرون بیاور ... فقط یک لحظه... آرام... من که سرم روی شانه ات نیست...
اینکه نمیشود... پس سهم خواهری ام چه میشود...
خداحافظ  آرام جانم...
خداحافظ  ای برادر من!

 

لحظه ی وداع خنده ات برام بس بود خواهر...
همین قدر تمام خواهری ات برام کافیست...
همین که در آغوش توام آرامم...
خوب میدانم، جای پاسبان خانه حالا خالیست...
عیبی نیست... تکیه گاهی خدا ساخته برایت، مبارکت باشد...
حیف که جای من خالیست...
غصه نخور خواهر...! من هم نبودم عیب نیست، روح من همانجا باقیست...




طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: خون شهدا،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 13 و 06 دقیقه و 57 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

رئیس جمهور منتخب، جناب آقای حجت الاسلام روحانی


اگر امروز در کمال آرامش و امنیت پیروز شدید، اگر طرفداران شما در کمال آرامش و امنیت در خیابانها جشن گرفتند، یادتان نرود این آرامش و پیروزی را مرهون شهدایی هستید که در سال 88 برای حفظ جمهوری اسلامی جان دادند، وگرنه امروز نه اسلامی بود نه جمهوری که شما با لباس اسلامی روحانیت رییس جمهوریش باشید ...

بسیجی همیشه مظلوم است، هشت سال جنگید و به برادی کشی متهم شد، هشت ماه در وسط خیابان از آراء مردم در مقابل فتنه دفاع کرد و فحش خورد . حالا هم که به رای مردم احترام گذاشت، مسخره شد! ای کاش رقیبان ما میدانستند که اگر هر گروهی میخواست در مقابل رای مردم (حجت الاسلام روحانی)، بایستد و تمکین نکند بسیج همان برخوردی را با آنها میکرد که در سال 88 کرد


بسیجی مرد است، از آراء رقیب همچون محافظت میکند که از ناموس خود حجت الاسلام روحانی از صندوق دولتی بیرون آمد که به تقلب 11 میلیونی متهم بود ولی از 250 هزار رای اضافه بر 50 درصد محافظت کرد تا امروز همان آیت اللهی که دیروز ادعای تقلب داشت به پاک بودن انتخابات اعتراف کند و ما هم خدا را شاکریم که تحت لوای ولایت طعم شیرین پیروزی 72 درصدی را میچشیم.





برای شادی روح پاک و مطهر
 شهدای انقلاب اسلامی ایران
صلوات




طبقه بندی: اخبار سیاسی، اجتماعی، اخبار فرهنگی،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 09 و 00 دقیقه و 03 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

در حال نماز و قنوت ایستاده بود.

عراق ها به پشت درب اردوگاه آمده بودند و با باتوم به نرده های آهنی می کشیدند.

می گفتند، نمازت را تمام کن. در حالی که آن بچه در حس خودش بود.

و نماز می خواند. عراقی ها وارد اردوگاه شدند و اطراف این اسیر می چرخیدند.

نگاهش می کردند که چرا نماز و قنوتش را نمی شکند.

نماز این اسیر که تمام شد. عراقی ها دو دست او را به پنچره اردوگاه بستند،

و با باتوم  و میلگرد آنقدر زدند تا مچ های دو دستش شکست، سپس رهایش کردند و

فردای صبح دوباره روی دست های شکسته اش ضربه می زدند و آن را حسابی خرد کردند.

آن رزمنده به گوشه اردوگاه آمد و به نماز ایستاد. که عراقی ها پس از پایان نماز،

او را به سمت فاضلاب دستشویی بردند، بعد هلش دادند...

و سرش را با چوب زیر فاضلاب کردند...

راستی تمام این شکنچه ها به خاطر دو رکعت نماز بود.

راوی/ حاج حسین یکتا




طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: شهدا زنده اند،

تاریخ : پنجشنبه 30 خرداد 1392 | ساعت 08 و 02 دقیقه و 16 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

زنا (بخش دوم)

آثار زنا و نکوهش زنا

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر گاه بنده‏ای زنا کند، ایمانش (از دل) بیرون می‏رود و چون سایه بر بالای سرش می‏ایستد، هنگامی که از آن دست برداشت، به سویش باز می‏گردد.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: خشم  خداوند بر زناکاران بسیار شدید است.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: در قیامت چهره ی زناکاران در آتش شعله ور است.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هفت آسمان و هفت زمین و کوه ها ، پیر زناکار را لعنت می کنند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله:  کسی که با زن همسایه زنا کند،خداوند در قیامت به او نمی نگرد و پاکش نمی کند و بدو می گوید:« با دوزخیان به دوزخ برو .»

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنای چشم، نگاه[حرام] است و زنای زبان سخن بیجا است .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: آدمی که زنا کند، ایمانش می ‏رود؛ و اگر توبه کند ، خداوند ایمانش را باز می گرداند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر که زنا کند یا شراب‏ بنوشد ، خداوند ایمانش را می برد؛ چنانکه آدمی پیراهنش را از سر خویش بیرون می آورد.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر که  زنا کند، با کسانش زنا می‏ شود.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر که با کنیزی پاک زنا کند، خداوند در قیامت او را با آتش تازیانه        می زند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: هر چشمی زناکار است و چون زن خویش را خوشبو کند وبرکسانی بگذرد ، زناکار است .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: مرد با ده زن زنا کند از این بهتر است که با زن همسایه زنا کند و از ده خانه دزدی کند، گناهش از این کمتر است که از همسایه دزدی کند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: با میخ آهنین اگر بر فرق سر زنند بهتر استاز این که آدمی به زنی که حلالش نیست ، دست زند .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: آنکه بر زناکاری پای می فشارد ، همچون بت پرست است.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: از زنا بپرهیزید که در آن چهار چیز است : طراوت از چهره می بَرد و روزی را می بُرد و خدا را به خشم می آورد و آدمی را در دوزخ ماندگار می کند .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: چهار چیز است که اگر یکی از آنها به خانه ای راه یابد ، ویرانش می کند و دیگر به برکت ، آباد نمی گردد : خیانت و دزدی و شرابخواری و زنا کاری .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زناکاراست زنی که خود را معطر می کند و بر مردانی بگذرد که بویش را می شنوند .

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنانی که شوهر می کنند بی آنکه کسی را شوهر گیرند، زنا گناهکارند.

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: بهترین مسجد برای زن کنج خانه است.


طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | ساعت 11 و 28 دقیقه و 37 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات

زنا (بخش اول)

پرهیز از زنا

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: از زنا بپرهیزید؛ زیرا چهار خاصیت (منفی) دارد: رونق چهره را می‏برد، روزی را قطع می‏کند، خدای رحمان را خشمگین می‏نماید و موجب جاودانگی در جهنم می‏گردد.

زنان زناکار
پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنان زناکار کسانی هستند که بدون داشتن شرایط، ازدواج می‏کنند.

زنا زاده

پیامبر خدا صلی الله علیه وآله: زنازاده اگر مانند پدر و مادرش عمل (زنا) کند، بدتر از آنهاست.



طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | ساعت 10 و 28 دقیقه و 56 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات



اتل متل یه بابا

دلیر و زار و بیمار

اتل متل یه مادر

یه مادر فداكار

اتل متل بچه‌ها

كه اونارو دوست دارن

آخه غیر اون دوتا

هیچ كسی رو ندارن

مامان بابا رو می‌خواد

بابا عاشق اونه

به غیر بعضی وقتا

بابا چه مهربونه

وقتی كه از درد سر

دست می‌ذاره رو گیجگاش

اون بابای مهربون

فحش می‌ده به بچه‌هاش

همون وقتی كه هرچی

جلوش باشه می‌شكنه

همون وقتی كه هرچی

پیشش باشه می‌زنه

غیر خدا و مادر

هیچ‌كسی رو نداره

اون وقتی كه باباجون

موجی می‌شه دوباره

دویدم و دویدم

سر كوچه رسیدم

بند دلم پاره شد

از اون چیزی كه دیدم

بابام میون كوچه

افتاده بود رو زمین

مامان هوار می‌زد

شوهرمو بگیرین

مامان با شیون و داد

می‌زد توی صورتش

قسم می‌داد بابارو

به فاطمه، به جدش

تو رو خدا مرتضی

زشته میون كوچه

بچه داره می‌بینه

تو رو به جون بچه

بابا رو كردن دوره

بچه‌های محله

بابا یه هو دوید و

 زد تو دیوار با كله

هی تند و تند سرش رو

بابا می‌زد تو دیوار

قسم می‌داد حاجی رو

حاجی گوشی رو بردار

نعره‌های بابا جون

پیچید یه هو تو گوشم

الو الو كربلا

جواب بده به گوشم

مامان دوید و از پشت

گرفت سر بابا رو

بابا با گریه می‌گفت

كشتند بچه‌هارو

بعد مامانو هلش داد

خودش خوابید رو زمین

گفت كه مواظب باشین

خمپاره زد، بخوابین

الو الو كربلا

پس نخودا چی شدن؟

كمك می‌خوایم حاجی جون

بچه‌ها قیچی شدن

تو سینه و سرش زد

هی سرشو تكون داد

رو به تماشاچیا

چشماشو بست و جون داد

بعضی تماشا كردن

بعضی فقط خندیدن

اونایی كه از بابام

فقط امروزو دیدن

سوی بابا دویدم

بالا سرش رسیدم

از درد غربت اون

هی به خودم پیچیدم

درد غربت بابا

غنیمت َنبرده

شرافت و خون دل

نشونه‌های مرده

ای اونایی كه امروز

دارین بهش می‌خندین

برای خنده‌هاتون

دردشو می‌پسندین

امروزشو نبینین

بابام یه قهرمونه

یه‌روز به هم می‌رسیم

بازی داره زمونه

موج بابام كلیده

قفل در بهشته

درو كنه هر كسی

هر چیزی رو كه كشته

یه روز پشیمون می‌شین

كه دیگه خیلی دیره

گریه‌های مادرم

یقه تونو می‌گیره

بالا رفتیم ماسته

پایین اومدیم دروغه

مرگ و معاد و عقبی

كی میگه كه دروغه؟

شعر از زنده یا د ابوالفضل سپهر





طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: شهدا زنده اند،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | ساعت 10 و 23 دقیقه و 30 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات
تصاویر زیر گویای عمق فاجعه است .






























کجاست شعارهای زیبای انقلاب؟ کجارفت ارزشهای بیاد ماندنی دوران جنگ که باعث می شد در زیر باران آتش عده ای رقص جنون کنند ..



طبقه بندی: اخبار سیاسی، اجتماعی، اخبار فرهنگی،
دنبالک ها: شهدا زنده اند،

تاریخ : چهارشنبه 29 خرداد 1392 | ساعت 10 و 08 دقیقه و 48 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات



شهیــــــــــــــده:طاهره انصاری

تاریخ تولد:۱۳۴۶

نام پدر:جلال

تاریخ شهادت:۱۲/۱۱/۶۵

محل شهادت:دبیرستان زینبیه

در سال ۱۳۴۶ در روستایی به نام ایشلق چند کیلومتری میانه به دنیا امد.

دختری متین و ارام و پای بند بود در سر آرزوی شهادت داشت و بلاخره هم به آرزوی دیرینه اش هم رسید واز این دنیای خاکی پر کشید و رفت.



طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،

تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | ساعت 09 و 01 دقیقه و 29 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات





شهیــــــــــده:اعظم اسلام زاده

تاریخ تولد:۱۳۴۶

نام پدر:عباسعلی

تاریخ شهادت:۱۲/۱۱/۶۵

محل شهادت:دبیرستان  زینبیه

روایت:از زبان خواهر شهید

خانه ما نزدیک خانه مادرم بود.پدرمان را سال های قبل از دست داده بودیم وحالا مادرم سرپرست خانواده ما بود .فداکار و مهربان بود وبه خاطر راحتی ما از جان مایه می گذاشت وگویا اعظم هم مهربانی و صمیمیت را از مادرمان به ارث برده بود.دوشادوش مادر در خانه کار م کرد و من هرگز گله و شکایتی از او نشنیدم.روز حادثه من گوش به زنگ بودم و می خواستم ببینم مادر اجازه می دهد یانه ؟ تا اینکه صدای اعظم مرا به سمت در کشاند.گفتم اعظم جان به مدرسه نرو.امروز اوضاع عادی نیست تو مگه شایعه بمباران را نشینیدی‌ می روی اتفاقی برایت می افتد وخودت که مادر را می شناسی از دلواپسی سکته می کندبرگرد خانه امروز خانه باشی خیال ما هم راحت است.با لبخند جواب داد... .



طبقه بندی: اجتماعی، اخبار فرهنگی،

تاریخ : دوشنبه 27 خرداد 1392 | ساعت 23 و 47 دقیقه و 48 ثانیه | نویسنده : گل محمدی (مدیر) | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 3 :: 1 2 3